تبليغاتX
روز برفی - آخه بگو كجـــــايي
منو تنهاییم

تو نامهربوني كردي دل عاشقم شكست

قصه گو خسته شد كتاب عشقمون رابست

اولش گلايه كرد اخموشا باز نمي كرد

هر چي گفتم بمون به من اعتنا نكرد

آخه بعد رفتنش كسي منو صدا نكرد

حتي اين ترانه ها درد منو دوا نكرد

هنوزم منتظرم بعد يك عمر جدايي

هنوزم دوستت دارم با همه بي وفايي

هنوزم كنج دلم يك جوري خونه داري

ميدوني چشم به راحتم آخه بگو كجايي

تو بگــــو كجايي آخــــه بگو كجايي

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 21:41  توسط امیر _85  |